در راهروهای سرد بیمارستان؛ جایی میان صدای دستگاهها و سکوت سنگینِ انتظار، خانوادهای باید میان «نگه داشتن» و «بخشیدن» تصمیم بگیرد؛ تصمیمی که ساده نیست؛ اما میتواند قلبی را دوباره به تپش بیندازد، کودکی را از انتظار نجات دهد یا مادری را دوباره به آغوش خانوادهاش برگرداند.
شاید برای همین است که اهدای عضو فقط یک عمل پزشکی نیست؛ روایتی انسانی از ادامه یافتن زندگی است. اینکه بخشی از یک انسان، پس از رفتنش، هنوز در این دنیا نفس بکشد، راه برود، ببیند یا حتی لبخند بزند. در جهانی که آدمها مدام از مرگ میترسند، اهدای عضو یادآوری میکند که گاهی انسان میتواند حتی از دل فقدان هم، زندگی خلق کند.
در تقویم رسمی ایران، ۳۱ اردیبهشت «روز ملی اهدای عضو، اهدای زندگی» نامگذاری شده است؛ روزی برای یادآوری اینکه چگونه میتوان از دل فقدان، امید آفرید و زندگی را ادامه داد. به همین بهانه، با کتایون نجفیزاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان درباره فرهنگ اهدای عضو، چالشهای این حوزه و اهمیت آگاهیبخشی اجتماعی گفتوگو کردهایم.
تفاوت مرگ مغزی و کما چیست؟
کتایون نجفیزاده، مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان درخصوص تفاوت مرگ مغزی و کما به خبرنگار ما میگوید: در صورت بروز اتفاقاتی مانند وارد شدن ضربه شدید به جمجمه، خونریزی داخل مغزی یا رشد ناگهانی یک تومور در فضای داخل جمجمه، فشار داخل مغز به شدت افزایش پیدا میکند. از آنجا که جمجمه ساختاری سخت و استخوانی دارد و امکان اتساع از بیرون را ندارد، این افزایش فشار در فضای بسته داخل جمجمه باقی میماند و شدت پیدا میکند. با بالا رفتن فشار داخل جمجمه، چهار رگ اصلی که از طریق گردن وارد جمجمه میشوند و وظیفه خونرسانی به مغز را بر عهده دارند، تحت فشار قرار گرفته و بسته میشوند. در نتیجه، خونرسانی به مغز و ساقه مغز به طور کامل توقف مییابد. زمانی که خون به یک عضو نرسد، سلولهای آن عضو از بین میروند. در این شرایط، تمامی سلولهای مغز و ساقه مغز دچار مرگ میشوند. این وضعیت با کما تفاوت دارد. در کما، سلولهای مغزی به دلایلی موقت عملکرد طبیعی خود را از دست میدهند؛ اما ساختار آنها تخریب نشده است. برای مثال، افت شدید قند خون میتواند فرد را وارد کما کند؛ اما با تزریق قند و رفع مشکل، فرد دوباره هوشیار میشود؛ زیرا سلولها سالم ماندهاند و فقط برای مدتی فعالیت نداشتند؛ اما در مرگ مغزی، موضوع متفاوت است. در این وضعیت، سلولهای مغز به دلیل قطع کامل خونرسانی میمیرند و متلاشی میشوند. به گفته متخصصان، زمانی که سلول مغزی از بین برود و ساختار آن تخریب شود، امکان بازگشت و احیای عملکرد مغز به هیچ عنوان وجود نخواهد داشت.
او ادامه میدهد: در مرگ مغزی، با وجود از بین رفتن کامل عملکرد مغز، ممکن است قلب همچنان به تپش ادامه دهد. خداوند در قلب انسان یک سیستم خودکار ایجاد کرده که مسئول تولید ضربان قلب است. این بخش که «گره پیشاهنگ» نام دارد، بدون نیاز به اراده یا آگاهی انسان، به طور مداوم ضربان قلب را تنظیم میکند و به همین دلیل حتی فردی که دچار مرگ مغزی شده نیز ممکن است همچنان ضربان قلب داشته باشد. این گره کوچک برای ادامه فعالیت خود نیاز به اکسیژن دارد و اکسیژن از طریق ریهها به آن میرسد؛ اما فرمان نفس کشیدن از مغز صادر میشود. انسان به صورت طبیعی و بدون اینکه متوجه باشد، نفس میکشد. حتی در زمان خواب نیز این فرایند ادامه دارد؛ زیرا نفس کشیدن یک عمل غیرارادی است که توسط مغز کنترل میشود. در صورتی که فردی دچار مرگ مغزی شود، به دلیل اینکه مرکز تنفس در ساقه مغز قرار دارد، تنفس به طور کامل قطع میشود. با این حال، گره پیشاهنگ قلب که مسئول ایجاد ضربان قلب است، ویژگی دیگری نیز دارد؛ این گره حتی پس از قطع اکسیژنرسانی میتواند برای حدود ۶ تا ۸ دقیقه همچنان ضربان تولید کند. به همین دلیل، زمانی که فردی دچار مرگ مغزی میشود، با وجود اینکه سلولهای مغز از بین رفتهاند و فرد از نظر مغزی فوت کرده است، قلب او برای چند دقیقه همچنان میتپد. این فاصله زمانی فرصتی است تا بتوان به سرعت تنفس مصنوعی را برقرار کرد. با قرار دادن لوله تنفسی و انجام تنفس مصنوعی، اکسیژن دوباره به قلب و گره پیشاهنگ میرسد و در نتیجه قلب به تپش خود ادامه میدهد. در واقع، در مرگ مغزی فرد از نظر عملکرد مغز فوت کرده؛ اما به کمک اکسیژنرسانی مصنوعی، ضربان قلب همچنان حفظ میشود. در مرگ مغزی بافت مرده مغز موادی ترشح میکند که وارد مایع مغزی نخاعی و سپس جریان خون میشود. این مواد به تدریج موجب آسیب و از بین رفتن سایر سلولهای بدن خواهند شد و به همین دلیل بدن فرد مرگ مغزی شده در نهایت محکوم به از کار افتادن کامل است.
نجفیزاده اضافه میکند: حتی با بهترین مراقبتهای پزشکی، معمولاً بیشتر از دو هفته نمیتوان شرایط یک بیمار مرگ مغزی را حفظ کرد. همچنین با گذشت زمان، تعداد اعضای قابل اهدا کاهش پیدا میکند. برای مثال، ممکن است در روزهای ابتدایی هشت عضو قابل اهدا شامل قلب، دو ریه، دو کلیه، کبد، لوزالمعده و روده قابل پیوند باشند؛ اما چند روز بعد تنها تعداد معدودی از این اعضا قابلیت اهدا خواهند داشت. لازم به ذکر است در میان اعضای قابل پیوند، کلیه بیشترین نیاز را در جهان به خود اختصاص میدهد.
مرگ بیماران در صف انتظار پیوند
فوقتخصص بیماریهای ریوی با بیان اینکه آگاهی خانوادهها درباره مفهوم مرگ مغزی پیش از مواجهه با چنین شرایطی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تصمیمگیری در آن لحظه بسیار دشوار است، عنوان میکند: اگر خانواده از قبل شناخت کافی نسبت به مرگ مغزی نداشته باشد، درک مفهوم علمی این موضوع و تصمیمگیری درباره اهدای عضو برایش سخت خواهد بود. در اسپانیا، آگاهی عمومی درباره مرگ مغزی بسیار بالاست و مردم شناخت خوبی نسبت به این موضوع دارند. به همین دلیل، هنگام بروز چنین اتفاقهایی خانوادهها راحتتر تصمیمگیری میکنند و آمار رضایت برای اهدای عضو در اسپانیا به حدود ۹۱ درصد رسیده است.
او در پاسخ به این پرسش که آیا آماری از تعداد اعضای قابل اهدایی که بدون استفاده دفن میشوند، وجود دارد، بیان میکند: به طور متوسط سالانه ۵ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در ایران رخ میدهد. طبق آمارهای جهانی، حدود نیمی از این موارد قابلیت اهدای عضو را دارند؛ یعنی حدود ۳ تا ۴ هزار نفر میتوانند اهداکننده عضو باشند. با این حال، در سالهای گذشته فقط حدود هزار مورد اهدای عضو انجام شده که نشان میدهد تنها نزدیک به یکسوم ظرفیت واقعی اهدای عضو مورد استفاده قرار گرفته است. این آمار نشاندهنده نیاز جدی به افزایش آگاهی و تلاش بیشتر در حوزه اهدای عضو است تا بیمارانی که دچار مرگ مغزی میشوند، به جای دفن شدن اعضای سالمشان، بتوانند جان بیماران نیازمند پیوند را نجات دهند.
بر اساس آماری که پیش از شیوع بیماری کرونا از سوی وزارت بهداشت اعلام شده بود، روزانه ۷ تا ۱۰ نفر در ایران به دلیل نرسیدن عضو پیوندی جان خود را از دست میدادند؛ یعنی تقریباً هر دو تا سه ساعت یک بیمار در صف انتظار پیوند فوت میکرد، در حالی که در همان زمان اعضای سالم بسیاری بدون استفاده دفن میشدند. پس از دوره کرونا، آمار اهدای عضو در بسیاری از کشورهای جهان کاهش پیدا کرد و اگرچه بسیاری از کشورها دوباره به روند عادی بازگشتند؛ اما ایران هنوز به شرایط پیشین بازنگشته است. همچنین اتفاقها و تنشهای اخیر نیز سبب کاهش بیشتر آمار اهدای عضو شده است. با کاهش اهدای عضو و افزایش جمعیت بیماران نیازمند پیوند، میزان مرگومیر بیماران در لیست انتظار به شدت افزایش یافته است. اگرچه هنوز آمار رسمی جدیدی از سوی وزارت بهداشت منتشر نشده؛ اما برآوردها نشان میدهد میزان فوت بیماران نیازمند پیوند ممکن است دستکم دو تا سه برابر شده باشد.
نجفیزاده با اشاره به آمار موفقیتآمیز پیوند اعضا در سالهای اخیر، خاطرنشان میکند: بهویژه در پیوند کلیه، کبد و همچنین قلب؛ چه در ایران و چه در سایر کشورهای جهان، نتایج درمانی موفقیتآمیزی ثبت شده و بسیاری از بیماران پس از پیوند به زندگی عادی بازمیگردند. پیوند ریه در مقایسه با سایر پیوندها شرایط پیچیدهتری دارد و میزان موفقیت آن در دنیا کمتر از پیوند کلیه، کبد و قلب است؛ اما همچنان یک روش نجاتدهنده برای بیماران به شمار میرود. علت دشوار بودن پیوند ریه ارتباط مستقیم ریه با محیط بیرون است. این عضو به دلیل تماس مداوم با هوا، بیشتر در معرض عفونت قرار دارد و به همین دلیل، احتمال بروز عوارض و مشکلات پس از پیوند در آن بیشتر از سایر اعضاست. به همین علت پیوند ریه از نظر مراقبتهای پیش و پس از عمل، یکی از سختترین انواع پیوند عضو محسوب میشود.
رضایت خانواده؛ شرط مهم انجام اهدای عضو
به گفته وی، سن بالا لزوماً مانعی برای اهدای عضو نیست و حتی افراد هفتاد تا هشتاد ساله نیز در برخی موارد امکان اهدای عضو را دارند. در دنیا مواردی وجود داشته که کبد افراد سالمند اهدا شده و حتی قرنیه فردی صد و سه ساله نیز برای پیوند مورد استفاده قرار گرفته است. در ایران هم در برخی موارد، اهدای کبد و کلیه از افراد با سنین بالا انجام میشود.
مدیرعامل انجمن اهدای عضو ایرانیان در پاسخ به این پرسش که فرصت طلایی برای اهدای عضو چقدر است و هر عضو تا چه مدت قابلیت پیوند موفق را دارد، میگوید: اعضای قابل پیوند امکان نگهداری طولانیمدت را ندارند و باید بلافاصله پس از خارج شدن از بدن اهداکننده به بیمار گیرنده پیوند زده شوند. برای مثال، قلب و ریه حداکثر حدود ۶ ساعت فرصت دارند تا از زمان قطع جریان خون در بدن اهداکننده تا زمان اتصال دوباره رگها در بدن گیرنده پیوند زده شوند. بخشی از این زمان صرف جراحی خارج کردن عضو از بدن اهداکننده و بخشی دیگر صرف عمل پیوند در بدن گیرنده میشود و در نهایت تنها حدود دو ساعت برای انتقال عضو باقی میماند. به همین دلیل، در مواردی که در برخی شهرهای دورتر امکان انجام پیوند وجود ندارد؛ اما عضو اهدایی مناسب شناسایی میشود، انتقال عضو باید با سرعت بسیار بالا صورت بگیرد. برای نمونه، در برخی موارد انتقال قلب از شهرهای جنوبی کشور به مراکز پیوند با استفاده از جت انجام میشود تا عضو در زمان مناسب به بیمار برسد. این امکان اکنون در ایران فراهم شده است.
او تأکید میکند: برای اهدای عضو، رضایت ولیدم ضروری است. ولیدم میتواند پدر، پدربزرگ، عمو یا فرزند ذکور بالای ۱۸ سال باشد. با این حال، در فرایند اهدای عضو تلاش میشود رضایت تمامی اعضای خانواده؛ از جمله مادر، خواهر و سایر نزدیکان نیز جلب شود؛ حتی اگر از نظر قانونی ولیدم محسوب نشوند.
دلیل این موضوع، اهمیت پذیرش خانوادگی و اجتماعی اهدای عضو است؛ زیرا ممکن است در صورت نارضایتی بعضی از اعضای خانواده، بعداً روایتها و برداشتهایی در جامعه مطرح شود که بر نگاه عمومی نسبت به مرگ مغزی و اهدای عضو تأثیر منفی بگذارد. این موضوع تنها مختص ایران نیست و در بسیاری از کشورهای جهان نیز همین رویکرد وجود دارد. برای مثال در اسپانیا قانونی با عنوان «رضایت نفر اول» وجود دارد؛ به این معنا که اگر فرد در زمان حیات خود رضایتش را برای اهدای عضو اعلام کرده یا کارت اهدای عضو داشته باشد، از نظر قانونی تصمیم او قابل اجراست. با این حال، حتی در اسپانیا نیز اگر خانواده با اهدای عضو مخالفت کنند، معمولاً روند اهدا متوقف میشود؛ زیرا مخالفت خانواده میتواند تأثیر اجتماعی گستردهای ایجاد کند.
وقتی گواهینامه به کارت نجات جان تبدیل میشود
نجفیزاده به ثبت نشان اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی که با استقبال گسترده مردم مواجه شده، اشاره میکند و میافزاید: پیگیری برای اجرای این طرح حدود ۱۱ سال ادامه داشت تا در نهایت با همکاری و حمایت سردار حسینی، رئیس پلیس راهور این اقدام عملیاتی شد. بر اساس این طرح، افرادی که برای دریافت یا تمدید گواهینامه رانندگی مراجعه میکنند، میتوانند در صورت تمایل، نشان اهدای عضو را روی گواهینامه خود ثبت کنند. این موضوع سالهاست در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان اجرا میشود.
اهمیت این طرح در آن است که مردم در موقعیتهای مختلف با پرسش اهدای عضو مواجه شوند و فرصت تصمیمگیری درباره آن را داشته باشند. بسیاری از افراد کارت اهدای عضو ندارند، نه به دلیل مخالفت؛ بلکه به این خاطر که نمیدانند چگونه باید آن را دریافت کنند یا انجام این کار را به تعویق میاندازند. هدف این است که در مراجعات روزمره مردم برای دریافت مدارکی مانند گواهینامه، کارت ملی، کارت دانشجویی یا کارت بانکی، این پرسش با افراد مطرح شود که آیا مایل هستند نشان اهدای عضو روی کارت آنها ثبت شود یا خیر.
او در خصوص هزینههای اهدای عضو نیز میگوید: بر اساس قوانین جمهوری اسلامی ایران، تمامی هزینههای مربوط به اهدای عضو و پیوند توسط وزارت بهداشت پرداخت میشود؛ یعنی نه خانواده اهداکننده بابت عضوی که اهدا میشود مبلغی دریافت میکنند و نه بیمار گیرنده برای دریافت عضو، نیاز به پرداخت هزینه بابت خود عضو دارد. این موضوع یکی از نقاط قوت نظام پیوند عضو در ایران محسوب میشود؛ زیرا سبب شده امکان دسترسی به خدمات پیوند برای همه اقشار جامعه فراهم باشد. در برخی کشورها مانند هند هزینههای اهدای عضو و پیوند به طور کامل زیر پوشش دولت نیست و در عمل، گیرنده عضو باید بخش زیادی از هزینهها را پرداخت کند. چنین شرایطی ممکن است سبب ایجاد نابرابری شود؛ به طوری که افراد ثروتمند شانس بیشتری برای دریافت عضو داشته باشند و افراد فقیر اغلب در جایگاه اهداکننده قرار بگیرند؛ اما در ایران تلاش شده فقیر و غنی به شکل برابر از امکانات درمانی و پیوند عضو بهرهمند شوند.
نجفیزاده در خصوص افرادی که در لیست انتظار اهدای عضو هستند، اظهار میکند: بر اساس آخرین آمار منتشر شده پیش از شیوع بیماری کرونا، حدود ۲۵ هزار نفر در ایران در لیست انتظار پیوند عضو قرار داشتهاند. اگرچه آمار رسمی تازهای از سوی وزارت بهداشت منتشر نشده؛ اما با افزایش جمعیت و همچنین کاهش تعداد پیوندها در سالهای اخیر، این عدد اکنون بهمراتب بالاتر رفته است. بسیاری از بیماران در زمان انتظار برای دریافت عضو جان خود را از دست میدهند. این موضوع تنها مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز دیده میشود. برای مثال، در آمریکا نیز روزانه حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر به دلیل نرسیدن عضو پیوندی فوت میکنند. با این حال، شرایط ایران از برخی جهات متفاوت است. در بسیاری از کشورها تعداد موارد مرگ مغزی کمتر است و از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از موارد مرگ مغزی به دلیل ابتلا به بیماریهایی مانند هپاتیت و ایدز یا سوءمصرف مواد مخدر، امکان اهدای عضو ندارند.
اما در ایران موارد زیادی از مرگ مغزی در میان جوانان سالم و بدون بیماری زمینهای رخ میدهد؛ افرادی که بر اثر حوادثی مانند تصادفات رانندگی دچار مرگ مغزی میشوند و از نظر پزشکی، شرایط مناسبی برای اهدای عضو دارند. با وجود این، میزان اهدای عضو هنوز به سطح مطلوب نرسیده است.
او در پایان توصیه میکند: مردم عزیز ایران همین امروز نظرشان را درباره اهدای عضو با خانواده و اطرافیانشان مطرح کنند و بگویند اگر روزی دچار مرگ مغزی شدند، دوست دارند اعضای بدنشان اهدا شود یا زیر خاک برود. من معتقدم تصمیمگیری برای دیگران در آن شرایط سخت است؛ اما هر فرد میتواند بهراحتی درباره خودش تصمیم بگیرد و نظرش را از قبل به خانواده اعلام کند. اهدای عضو میتواند جان چندین بیمار را نجات دهد و بهعنوان باقیاتالصالحات برای فرد و خانوادهاش باقی بماند. توصیه دوم من این است که مردم کارت اهدای عضو بگیرند. خوشبختانه این روند ساده شده و افراد میتوانند با ارسال کد ملی خود به شماره ۳۴۳۲ از طریق پیامک، کارت اهدای عضو دریافت کنند.





نظر شما